۸/۱۱/۱۳۸۸

شب تولد



امشب ای هستی من ، شب میلاد تو است
بهترین واقعه عمر من است،تو در این شب به جهان می آیی
و خدا می داند، دور از هر چه بدی خانه خوبی هاست
و به دور از زشتی بی نهایت زیباست
متولد شدی و یک خانه
سبز تر شد به شکوفایی مهر
و نگاهی وا شد،رو به آبی سپهر
امشب و فردا را ، به همه لذت دنیا ندهم
که تو سر سبز ترین لذت دنیای منی
زندگی ، نوش دل پر مهرت
که تو بی وقفه ترین شهد گوارای منی
امشب ای خوب! به یاد تو چه حالی دارم
غرق موج شعفم
شور و شوقم ،بی حد
از سحر، سرشارم
شادم و شادی من
رنگ چشمان پر از خنده توست
در دلم مهر تو بوده
آری از روز نخست
به تو سوگند که حیفم آمد
امشبی را که در آنیم ،چو شب های دگر خواب روم
که تو خود می دانی
ای سراپا ز محبت،سرشار
تا به یک سال دگر،این چنین روز و شبی، باز نگردد تکرار
امشب این جا منم و لحظة میلاد تو و بوی بهار
می دهم یاد تو را تاب به گهواره شعر
من چه دارم به جز این پاره شعر
که به پای دل تو فرش کنم؟ هدیه روز تولد باید بهترین ها باشد
که دلی می دهد آن را به دلی
طبع من شرمنده است
ولی ای خوب
به این خرسندم
که فقط از تو و مهر تو دلم آکنده است
هدیه ام ناچیز است
بپذیرش اما
روزگار تو به کام
روز میلاد قشنگت تبریک
لحظه هایت زرین

جستجوی این وبلاگ

Boursenegar RSS Feed